تبلیغات
بلاگه - متاهل-همسر ان - حریم خصوص تا چه حد؟ (ای کاش من هم یک مجرد بودم ؟!)
ع) فرمود: هر گاه وبلاگی را خواندید نظر بگذارید ولو به اندازه تایپ یک نقطه.

متاهل-همسر ان - حریم خصوص تا چه حد؟ (ای کاش من هم یک مجرد بودم ؟!)

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 9 مهر 1391-07:10 ب.ظ

    نمیدونم من  خیلی ترسو هستم یا بقیه  شجاع هستند و یا  تظاهر به شجاعت میکنند.
 من که  هنوز جرات  نکردم به همسرم بگم یه وبلاگ  دارم و همش دلشوره دارم همون کلاغی که گفته یه وقت بره  و خبرها رو  و بهش بگه من  یه وبلاگ دارم . چیز خاصی هم توش نمی نویسم آخه چی بره بهش بگه.
امروز   داشتم توی وبلاگ ها میچرخیدم که چشمم خورد به دو سه تا وبلاگ از  زنان و مردان متاهل که یه خورده بن مایه شراکت رو بصورت شخصی در معرض نمایش قرار داده بود. با خودم فکر کردم یه  مطلب در همین مورد بنویسم.
   نمیدونم واقعا نویسندگان کاملا  محترم و گاها دوست داشتنی* این نوشته ها  همسرانشان از  این وبلاگ ها  مطلع هستند یا فقط ادای آدمهای شجاع را درمیارن. یکیش وبلاگی بود  که یه آقایی زده بود در مورد اینکه  متاهل است و هر پستش  هم در مورد  جستجوی  زن صیغه ای بود.(اسمش هم همراه زندگی) جالبه کلی هم خواننده خانم داشت و همشون هم  آمده بودند،  خوانده بودند،   نظر هم داده بودند ،  دست اخر هم کلی  اه  اخ و  اوخ نثار  نویسنده کرده بودند. بعضی ها شون  اظهار شرمندگی از اینکه کاری از دستشون بر نمیاد نموده بودند و  بعضی دیگر هم ...!

وب لاگهای  خانم های متاهل هم دیدم البته  خوشبختانه آنها مردان صیغه ای نمیخواستند ولی من در همون حدش هم جسارت جریحه دار کردن  همسرم رو ندارم. ولی  جراتش رو  یا خودم ندارم یا خدا بهم نداده.
در هر صورت میخوام بدونم نظر بقیه در مورد حدود حریم خصوصی همسران چیه؟ آیا شما  اختلافی بین اندازه حریم خصوصی  مردان و یا زنان متاهل  قائل هستید؟ یا نه هر دو به یک نسبت باید رعایت کنند؟ در جامعه ما  فعلا  این حریم  در چه حدی  از تفاوت برای زنان و مردان  است؟. از دوستان گرامیم میخوام در مورد اندازه  بروز  تصوراتشان و امیال و خواسته هایشان در برابر  همسرانشان  نظرات مفیدشون رو  بگذارند تا دستمون بیاد  کجای  کار  هستیم. البته امیدوارم از افعال معکوسه ایرانی به شیوه ایرانی استفاده نشه.  تا جائیکه  ممکنه صریح باشه تا نتیجه گیری  دقیقتری بدست بیاد. به هر حال میشه ناشناس نظر گذاشت.

___________________________________________________________-
* به شدت به دوست داشتنی بودن آنها معتقد هستم چون به هر حال  هر کدام از ما   ممکنه کارهایی بکنیم که باب میل  یه  طیف و سلیقه خاصی نباشه اینکه میگم دوست داشتنی برای همینه که بدونن واقعا به عنوان یه انسان موظف هستیم با تمام  اختلاف سلیقه ها در کنار هم متمدنانه زندگی  کنیم .



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
سنگ صبور
شنبه 15 مهر 1391 12:38 ق.ظ
دو نکته رو به خوبی اشاره کردید اینکه نظر یک همجنس و یا جنس مخالف براتون فرق میکنه و این اعترافیه که خیلی از اونایی که وبلاگ دارن قبولش ندارن و از گفتنش میترسن! و نکته دیگه اینکه خانوما به شدت احساسی هستن و وبلاگاشون هم متاثر از این احساسات گاها زودگذره و اکثرا به جای حل مشکلات خانوادگیشون در دنیای واقعی به نت روی میارن و از اونجایی که منه خواننده وبلاگ هم قضیه رو از دید نویسنده بلاگ میبینم همراهی میکنم و... بگذریم! بهرحال به نظرم اینکه شما به همسرتون نگفتید خیلی بهتر از اینه که بدونه و هر لحظه به این فکر کنه که شما چی نوشتید و آیا از اون خواهید گفت در وبلاگ یا خیر! و یا خواننده های وبلاگ شما کی هستند! حس بدبینی خوره خواهد شد!
پاسخ قلی قلی نژاد : ممنون از نظرتون. در کل منظور من شاید این حس عدم شفاففیت هست که در جامعه ویژه ایرانی به شدت بحران ساز شده در همین ایام. شاید باورتون نشه وقتی این متن ور مینوشتم دقیاق به فکر دلار 3500 تومن بودم و اینکه همین عدم شفافیت، تعارف ، ریا ، خود سانسوری و هم سو شدن برای ادامه صحبت در میان جامعه ایرانی غوغا میکنه.
اصلا قصد ندارم بگم این موضوع چیز بدی است. اتفاقا ممکنه یکی از علل ماندگاری کشوری به اسم ایران شاید همین روحیه محافظه کاریو تسامح و تساهل و تعارف بوده باشد.
فقط میخواهم بگویم این وضعیت ماست گله ای از رهبران رئیس جمهور همکار، همسایه ، فامیل یا راننده دیگه نداشته باشیم. همه غیر شفاف هستیم و ظاهرا ژنهامون هم به همین روش تکامل پیدا کردند. اصلا پذیرای شفایت نیستیم. همگی نیستیم.
معشوقه خانوم
جمعه 14 مهر 1391 09:39 ب.ظ
"در مورد پنهان کاری من به شدت معتقدم آدم باید یه سری مسائل رو مخصوص به خانمها نباید بگه چون حساس هستند و واقعا دلشون میشکنه. و به طرز باور نکردنی وارد پردازش منفی درونی میشن ."

این طرز فکر رو همسر من هم داشت و همین توجیهات رو هم برای نگفتن پاره ای از مسائل که بعضا خیلی هم خاص نبودن ارائه میکرد .
ولی آیا فکر این رو کردید که اگر همسر شما خودش شخصا متوجه پنهان کاری هاتون بشه ، اونوقته که قضیه ی پردازش های منفی درونی ، حقیقتا باورنکردنی خواهد شد ؟!
من در مورد خانم هایی که خیلی در اجتماع نیستن یا خانه دار هستن نظری نمیدم چون نمیدونم چطور فکر می کنن ولی من به شخصه ، خیلی زودتر از اون چیزی که همسرم تصورش رو می کنه متوجه پنهان کاری هاش یا عدم صدافتش در موضوعی میشم و از خودم می پرسم "چرا؟! "
بیشتر اوقات به روش نمیارم که فهمیدم ولی به این فکر می کنم که اگر همون اول با صداقت فلان مساله رو با من در میون میداشت اینقدر توی ذهنم درگیر پردازش های منفی _به قول شما_ نمی شدم که الان شدم !
پاسخ قلی قلی نژاد : ببینید پنهان کاری هایی هستند (فجیع نیست) که واقعا باید گفته نشوند چون مشخصه هدف چیه و توجیهی نداره (بنا بر اون ادهای های ما ایرانی ها)مگه اینکه هر دو طرف خودشون رو به نادانی بزنند.
برام جالبه خیلی ها گوی سبقت رو وقتی رو یمنبر نصیحت میروند از آخوندها گرفتند و چنان مدعی هستند و نصیحت میکنند که انگار اصلا توی ایران نیستند و هر شی به اتفاق خانم خونه بچه هارو میخوابونند و میرن نایت کلوب سر کوچه!
ساراازکرمانشاه
جمعه 14 مهر 1391 08:31 ب.ظ
سلام. خاصی ؟یه سوال:
دلتنگ که باشی آدم دیگری می‌شوی
خشن‌تر ، عصبی‌تر ، کلافه‌تر و تلخ‌تر ...
و جالب‌تر این‌که با اطراف هم کاری نداری
همه اش را نگه می داری و دقیقا سر کسی خالی می‌کنی
که دلتنگ اش هستی....!
درسته ؟
پاسخ قلی قلی نژاد : با سلام، ببین من اصلا نمیفهمم چی میگ
ی؟ من فکر کنم وضعم خرابتر از این حرفها باشه کلا با کسی سرو کاری ندارم و احساس تنهایی هم نمیکنم. من فعلا به پول فکر میکنم. چون باید پول چیز خوبیه.
ساره
سه شنبه 11 مهر 1391 04:11 ب.ظ
سلام دوست عزیز..
همسر منم از وجود وبلاگ من اگاه هست اما خب تا حالا به خودش اجازه نداده که کنجکاوی تو کار من کنه..که چی مینویسم یا تو نت چیکار میکنم..اون معتقده که ادم تو نهایت ازادی باید همدیگرو تو زندگی دوست داشته باشه و عشقشو ثابت کنه..البته من خودمم مثل اون فکر میکنم و زیاد حساسیتی روی هم نداریم ..
پاسخ قلی قلی نژاد : سلام
من معتقدم انسان بنا بر غریضه همواره به کوچکترین ابراز محبت به شریک عاطفی اش حساس است. اگه همدیگر رو دوست داشته باشند ،حداقل نبینند دل و قلوه گرفتن غیر رو راحت تره.
به هر حال نظر شماست و سپاسگذارم از درج نظرتون.
من و ازدواج موقت
سه شنبه 11 مهر 1391 12:56 ب.ظ

جوابتون به کامنت من خیلی زیبا بود. لذت بردم.

مشخصه ادم منطقی هستین.
پاسخ قلی قلی نژاد : آره بابا، من آدم خوبی هستم، منطقی ، خوش تیپ ، خانواده دوست، ذوب در ولایت ، کمالات دارم گونی گونی انبار کردم توی پستوی خونه مون.
نقاب میزنم در حد المپیک. ایرانی هستیم دیگه ، معلم آخوند هم داریم معلومه باید همه کار بلد باشیم.
به هر صورت ممنون که ازم تعریف کردی. من خودم تعریفی هستم.
.
.
.
آهان راستی یادم رفت بگم من خیلی متواضع هستم. نارسیسم هم ندارم.

خوش باشی.
ساراازکرمانشاه
دوشنبه 10 مهر 1391 09:20 ب.ظ
سلام قلی
-------------
ازطرف سارابه .......
مشکل دردیدشماست که مطالب من روجنسی میخونی کثافت
پاسخ قلی قلی نژاد : آقا یا خانم ......... لطفا جنسی تصور نکنید.
با تشکر از تذکر شما خانم سارا
مژده
دوشنبه 10 مهر 1391 04:22 ب.ظ
خیلی خوبه که انقدر به فکر احساسات همسرتون هستید
این امتیاز خیلی خوبیه برای یک مرد تو زندگی مشترک
امیدوارم همیشه شاد وخوشبخت باشید درکنار خانواده :)
پاسخ قلی قلی نژاد : چاره ای ندارم وگرنه آدمیزاد اونقدرها هم خوب نمیشه! میخوام بگم امیدوارم ظرفیتش رو داشته باشیم.
ممنون امیدوارم شما هم همیشه در کنار خانواده خونگرم شوهرتون خوشبخت باشید. سپاس.
سین مثل سیب
دوشنبه 10 مهر 1391 01:05 ب.ظ
سلام . روز شما بخیر

خوشحالم که وارد وبلاگ مردی شدم که دم از تنهایی و عدم درک همسر و صیغه و این حرفا نمی زنه و باز خوشحالتر اینکه اونقدر برای همسرش ارزش قائله که سعی در نگران نمودن همسر نمیکنه هیچ ، که به آرامشش هم فکر می کنه . اینجاست که باید به همچین مردی احسن گفت و براش طول عمری بسی طولانی آرزو کرد .
دوست گرامی راستش هر زن و شوهری نیاز به یک حریم و به قول غار تنهایی دارند اما مسئله اینجاست که متاسفانه اکثریت به این حریم احترام قائل نیستند و باز متاسفانه این مسئله در بانوان به مراتب بیشتر به چشم می خورد چرا که میزان کنجکاوی یا همان فضولی در زنها بیشتر از آقایان است . خصوصا کنجکاوی در امور شوهر بسیار دلچسبه . غافل از آنکه این کنجکاوی اگر از حد و مرز بگذرد منجر به افشای مسائلی نه چندان خوشایند و نهایتا ضربات روحی خواهد شد.

موفق باشید

پاسخ قلی قلی نژاد : با سلام، وقت شما بخیر

شما لطف دارید و ممنونم. اما، اما من نمیتونم منکر حس خوبم در مورد نوشته های شما که صحبتهای من را تایید کرده است شوم. در صورتی که اگر یک آی دی مرد این نظریات را می نوشت من با چند جمله کمتر و صرفا احترام امیز بدرقه اش میکردم. جنس مخالفی که نمیدانم با ارزشهای من خوب است یا بد، هم سلیقه هستیم یا نه و...اصلا قیافه من را ببیند نظرش همین است یا 180 درجه تغییر موضع میدهد.
مسئله اینست که من چرا ، چگونه به دنبال این کامیابی حسی نروم یا بروم که کسی آسیبی نبیند. آدمها همیشه به دنبال کسب خواسته ها بوده اند . حالا شاید یکی با مسالمت امیز ترین روش ممکن دیگری نوعی دیگر آن یکی غیر متمدنانه. موضوع بودن حس و کشش است و روش برخورد با آن. و اینکه برخی با گفتن کلمات بی ربط سعی در سانسور این نوع از احساست میکنند. احساساتی که همه میدانیم(اما در همین فضای ناشناس مجازی هم به روی مبارک نمیآوریم) در هر دو جنس هست.
من نمیتوانم منکر حس خودم بشوم که دوست دارم با جنس مخالف هم صحبت باشم علیرغم تاهل بشوم و سر در نمیآورم چگونه بعضی ها منکر این احساس میشوند و کل مسئله را اول پاک میکنند بعد به جای جواب نصیحت میکنند. و قطعا در جای خلوت آن کار دیگر میکنند.
میدانم که بودن به دنبال احساس عمیق جسارت میخواهد که از دست مردان خانه دار(لانه دار) به همین سادگی بر نمی آید. چرا که ممکن است حریم و دلی دیگر یکجا بشکند. و در این وانفسای دلار 3330 تومان لانه پفکی را متلاشی کند.
اما نمیدانم با این احساس که جز با ناآشنا ها میتوان به صراحت در میان گذاشت چطور کنار بیایم.

به امید کامیابی
زن متاهل
دوشنبه 10 مهر 1391 12:36 ق.ظ
همسر بنده که وبلاگ بنده را می خواند و به حمد الله با کمک همین وبلاگ حداقل از احساس درونی بنده در مورد یکی از مشکلاتم آگاه شد و زود در جهت رفع آن اقدام کرد. صد البته هیچ زن و مردی با اسم واقعی مطالب خصوصی را نمی نویسد حداقل در ایران و ما هم مستثنی نیستیم. شاید هم دلیل این مسئله در زندگی من و همسرم اعتمادمان به همدیگر است و اینکه همیشه بی هیچ پرده پوشی مسائل را برای هم تعریف می کنیم. به طور مثال سال گذشته یک زنی مدت طولانی رفته بود تو نخ همسر ما و یکجوری هی تلاش می کرد که خودش را به همسرم نزدیک کنه همسرم با من در میان گذاشت و بنده هم راه حلی که نیاز نباشه بنده دخالت کنم و یا شخصیت همسرم خدشه دار بشه بهش یاد دادم و خانم بعد از چند وقت دست از سر زندگی ما برداشت. در حالی که این رفتارهای خانم می توانست همسرم را در یک موقعیتی قرار دهد که به ورودش به زندگی ما به عنوان یک همسر دوم و یا هر چیز دیگری یا باج گیری و ... ختم شود. یا چند سال قبل نمی دانم از همکارانم بود یا دانشجویانم که ایمیلهای بسیار زشت با پیشنهادات بی شرمانه می فرستادند برایم. اولین بار بنده یک متن بسیار بلند بالا آماده کرده بودم که در جواب بفرستم ولی همسرم گفت اصلا این کار را نکن و اصلا محل نگذار. یک مدت برایت چنین ایمیلهایی می فرستد بعد پیامها تبدیل به فحش و ناسزا می شود و دست آخر هم بی خیال می شود. همین هم شد. طرف ششماه هر روز نامه نوشت و دست آخر فحش می داد بعد هم ول کرد و این شد رویه بنده. همسر می توانست کارهای نا متعارف کند مثلا برود از روی آی پی طرف و دوستان با نفوذی که دارد فرد مورد نظر را بیابد و بلایی سرش بیاورد. ولی با یک رفتار معقول باعث شد من اطمینانم انقدر بهش زیاد شود که همه مشکلات را برایش بازگو کنم حتی اگر توی خیابان راننده ای اذیتم کند و یا هر چیز دیگر شب راحت با شوهر در میان می گذارم و خانه امن ترین جای ممکن است برایم بی ترس از اینکه همسرم رفتار غیر معقول ازش سر بزند و نگران این باشم که یک متلک تبدیل به یک قتل شود.
پاسخ قلی قلی نژاد : با سلام
همانطوری که در مورد خودتان گفتید به نظر میرسد اهل کار و فعالیت اجتماعی بیرون از خانه هستید . و این شاید مناسب ترین نسخه برای زوج های مثل شما باشد. خانم من با و جود تحصیلات عالیه از معتبر ترین دانشگاه دولتی چرخ روزگار جوری چرخیده که ایشان با وجود توانایی جمع کردن پروژهای مهندسی خانه دار ماندند و به امور ظریفتر پرداختند. من توقع ندارم خانم من بتواند همانند یک خانم تعاملی و فعال در زمینه اقتصاد بتواند به سرعت درک کند که تعامل همسرش با دیگران آنقدر ها نامتعارف و وحشتناک نیست. هر چند ایشان هم موارد پیش آمده را بازگو میکنند ولی متناسب با فعالیت خارج از منزل کمتر شاهد چنین مواردی هستیم. در مورد همسرتان به نظر من قدری شما سعه صدر به خرج داده ایدو سرزنش نکرده اید. اگر چنین مورد حادی برای من پیش بیاید هر چند میدانم سرزنش خواهم شد ولی به علت عدم درک من از دنیای زنان قطعا با قبول هزینه های آن موضوع را به همسرم خواهم گفت.
در ضمن اگر سری به همین وبلاگ همراه اول بزنید متوجه میشوید علیرغم اهو اوه کردن خانمها کامت گذاشتند، نظر دادند و انگار بدشون نیومده موضوع وبلاگ رو قلقلک بدهند. و دوست داشتند یه کامنتی بگذارند . در صورتی که اگر موضع مفید تر دیگری بود یا نمیخواندند یا اگر هم میخواندند نظر نیمیگذاشتند. برام خیلی جالب بود اینکه چنین و بلاگی از طرف خانمها به نظر میرسد با استقبال مواجه شده است!
به نظر من هر کسی بسته به موقعیت و وضعیت خودش صحبت میکنید، همیشه معتقد هستم انسانها 99 درصد احساسی نیستند بلکه 100 درصد احساسی هستند و بسته به احساس و موقعیت ، جایگاه و وضعیتشون نظر میدهند. میخواهم بگویم شما چون مشغولیت کاری دارید، خدا را شکر دارای همسر هستید مشغول مشغولیات خودتان هستید. ولی برخی خانمها به سرعت جذب این مطالب میشوند و باز هم مدعی شفافیت هستند. البته این ادعا های یکی از اختلالات ژنتیک ایرانی هاست. تعارف ، ادعا و گام بعدی نصیحت! مثلا یکی کلا معتاد اینترنت شده ، داره تحت عنوان چت، ایمیل، وبلاگ ، مطالعه و ... باب تعامل با جنس مخالف رو باز میکنه ولی حاضر به قبول اینکه خودش هم داره یه کارهایی خلاف میثاق انجام میده نیست. در صورتی که می تونه بدون تعارف بگه من هم مثل بقیه انسانها بصورت طبیعی میل دارم. ولی میزنه به صحرای کربلا از معصومیت از دست رفته ، زهراو فاطمه، خدا و .... چیزهیا کاملا بی ربط صحبت میکنه و حاضر نیست به وجدان یا حداقل عقل خودش مراجعه کنه که تعدد شرکای عاطفی چه عوارضی براش داره یا اصلا شاید خوب باشه براش. مردم توی ایران انگار دارن با نذر دادن، سفره حضرت عباس پهن کردن ، عاشورا و تاسوعا همه رو ابزار امیال خودشون میکنند. به نظر من در این موارد خدا هم کاری با آدمها نداره از خدا باشه میگه برو اینقدر از این کارا بکن تا بمیری... ولی بدان روش زندگی تو ی این دنیا ممکنه اینجوری خوب نباشه!
.....................
یکشنبه 9 مهر 1391 11:54 ب.ظ
دنبال زن صیغه ای هستی چرا
پاسخ قلی قلی نژاد : کی گفته من غلط بکنم.
.....................
یکشنبه 9 مهر 1391 09:49 ب.ظ
سلام تو که خواننده بیستون سبز هستی دیگه حریم مانده خودشان داد می زنن بیا بکن
پاسخ قلی قلی نژاد : سلام
من اهل شیطنت شاید باشم ، ولی اهل عمل نیستم. اگر چنین برداشتی دارید شما میتوانید پیش قدم شوید. البته نه پیغبر هستم و نه بیخطر اما صرفا از نظر عقلی به این نتیجه رسیده ام در مسیر زندگی بعضی و قتها جلوی احساس باید ایستاد.(پسر خوبیم دیگه)
انشاللللللله برادار بهشت و حور العین و گوگوری با مگوری ...... ما که صد در صدبه برادران عرب ایمان داریم . البته متعععععه مباحححح است اخوی. از همین تهران هم یک ساعت تا قم راهی هم نیست. تقبل الله.
ازدواج موقت
یکشنبه 9 مهر 1391 07:47 ب.ظ
ممنون.
راستی بعضی ها برا کامنتت جواب نوشتن. نیم ساعت دیگه بیا ببین.
پاسخ قلی قلی نژاد : خواهش میکنم من فقط نظراتم رو بیان کردم. البته لزوما با نظرات شما موافق نیستم .
ولی برای من جالبه که خانمها با اون همه اهو اوه گفتن در وبلاگ شما علاوه بر اینکه تا آخر خوندن ، نظر دادن! به کرات!! بعد هم کلی افه و بعضی ها هم از در نصیحت وارد شدند.
اعلام کنم همینجا من اهل صیغه نیستم. ولی معتقدم برای ایجاد یک ارتباط سالم باید یک عقد خوانده شود به روش عربها برای ملت ایرانی ما.
خواندن عقد یعنی تعیین حدود رابطه! چیزی که عقل انسانی حکم میکند و لی ذائقه خاور میانه ای رمز گرا همیشه از شفافیت ، صراحت و تعقل فراری است.
همه حاضر هستند ضربه روحی و عاطفی بخورند ولی صراحتا حدود یک امر انسانی را مشخص نکنند تا همانند بسیاری از عادات روزمره ، این امر نیز مگو باقی بماند.

خودم
یکشنبه 9 مهر 1391 06:23 ب.ظ
ای کاش من هم یک مجرد بودم. اونوقت باز هم هیچ غلطی نمیکردم.
پاسخ قلی قلی نژاد : معلوم نیست ممکنه تا الان آب ندیده باشی ولی شناگر خوبی باشی.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر