تبلیغات
بلاگه
ع) فرمود: هر گاه وبلاگی را خواندید نظر بگذارید ولو به اندازه تایپ یک نقطه.

مرگ عین زندگی

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 26 اردیبهشت 1395-01:28 ب.ظ

   هیچ وقت باورم نمی شد مرگ پدرم در حالی که  دست در دستش دارم و اون داره  نفس های آخرش رو   با ذهن  ناهشیار  آلزایمریش  میکشه ، بازم جزئی از زندگی باشه! و اونجوری که مردم  شلوغش میکنند و فکر میکنند،   لحظات  دردناک آنچنانی باشه!
 خوشا به حال  فرزندانی که  سعی کردن در حد توان (حداقل)  به پدرو مادرشون خدمت کنند و این خط پایان زندگی رو هم با سربلندی  تجربه کنند. و  آخرین نگاه های  والدین و یا حتی  عزیزانشون رو  تجربه  کنند(من آخرین نگاه نصیبم نشد چون  یک ساعت و نیم قبل از فوت پدرم رفتم که کاری که باید  تحویل  میدادم، تحویل بدم و زود برگردم).
 یه زمانی تصور  میکردم اگه پدرم فوت کنه  سکته میکنم یا خیلی  مضطرب میشم.
اما  بنابه  دلایلی  این اتفاق نیافتاد و من هنوز  با وجود فوت پدرم زنده ام ،  دارم  نفس میکشم و دور از جون  پوست کلفت تر از قبل دارم زندگی میکنم.
نمیدونم خودم احتمال میدم  خدا  واقعیت داره و  پاسخ درخواست ها ی من رو دادو دلش به حالم  سوخت.
 یا شاید  روح پدرم  دلش به حال من سوخت و حتی در لحظات آخر  با آرامشی که رخت بر بست نخواست  پسرش  اذیت بشه.
و اما علت دیگه ای که شاید از نظر همه استدلالیون  و عقل گراها،  عقلی تر به نظر برسه ولی من دیگه کمترین  اعتقادرو بهش دارم! : شاید هم من در زمان  مرگ و نوع مردن پدرم  تاثیر گذار بودم با  فعالیت هام؟! 
دلیل آخری رو با تمام  تلاشی که کردم که پدرم  زجر نکشه و  مرگ آروم و سالمی داشته باشه  به شدت رد می کنم و  میگم من  در میان  تمام  عوامل با وجود  تلاشهای شاید زیادی که  داشتم بازم  با توجه به عوامل بزرگ عالم  کوچک بودم.
  نمیدونم شایدم با انگشت  کوچک، کلیدهایی رو زدم که اثرات بزرگی رو داشتند. شایدم  خدا اون کلید هارو زد که من روشن بشم!
 در  نوع مرگ آرام  پدرم  بعید میدونم از دست من کاری  ساخته بوده باشد. زیرا:
زمانی که  مذیقه مالی نداشتم پدرم فوت کرد.  زمانی که بیشترن  آمادگی  روحی رو داشتم  پدرم  وضعیتش  رو به  ضعف گذاشت و مرگش برام قابل هضم شده بود.
 زمانی که  خانواده ام  کار  حادی نداشتند،  در فصل خوب بهار  و حس خوب  هشیاری  پدر بعد از یازده سال آلزایمر،  و من آروم و خوشحال بودم که شاید پس از مرگش  با هشیاری  روحی، دشت ها و تپه ماهورهای  زیبای سر سبز بهاری رو  در میان سبزه زارهای  آرامستان ، آرام  و با هشیاری کامل   درک میکنه و  زیبایی  فصل اردی بهشت رو   میبنه و مثل  زمان هشیاریش ازش  لذت میبره و بازم  مثل اغلب روزگار زندگیش  ذوق و شوقش رو نسبت به  سرسبزی بهاری  نشون میده و ....
و خاطری که   آسوده  آرام  شد ...  نمیدونم من  چند تای این  مسائل رو میتونستم تنهایی  و یا با کل مردم دنیا برنامه ریزی کنم ؟! 
پس  توصیه میکنم  زیاد نگران و مضطرب  رفتن عزیرانتان نباشید چون عملا دست من و شما نیست، در عوض تا جایی که میتونید در  زمان  زنده بودن   حال خوب  به  عزیزانتان  تقدیم کنید. زندگی کنید ،  تا  حتی  بعد از مردن  از غم خاطراتشونم  بازم با خاطره بازی شون لذت ببرید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سلامی دوباره

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:دوشنبه 30 فروردین 1395-08:37 ق.ظ

سلامی دوباره  خدمت همه دوستان
نمیدونم با وجود  شبکه ها  اجتماعی   سریع و  پر سرعت در  تبادل  نظرات  و  اغلب  درد دل ها   بازم این   وب لاگ ها   مخاطب دارند یا نه .
ولی قطعا خوندن و  تفکر در  یک  محیط آرام هنوزم برا ی من لذت بخشه .  میشه بهش  برای آرامش  نوع بشر امیدوار بود.
گاهی واقعا دلم برا  خوندن  کتاب  کاغذ، یا یه مجله  در یه محیط آرام تنگ میشه . . ..



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سالی که گذشت

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:چهارشنبه 27 اسفند 1393-07:33 ق.ظ

سال  به نسبت سختی بود، اما آخر  بدی نداشت.
نوروز سال، پر از خاطرات عذاب آور سال قبل(92).
مربی زبان  در مجاز با پییر بودن ، تمایل و جذابیتش را به رخ  می کشید.
به مرورو اوضاع بهتر شد.
پرستاری مهربان و پر انرژی به جمع پیوست.
دوستی  جذاب و پر انرژی با شوری حسینی.
کرج سپس همایش طالقان لذتی   عالی با جوجه کباب.
منزل  آرامش و لذت . بی خیالی که کم کم  تبدیل به  آرامش و واقعی میشدو دید م را عوض کرد .
باز هم ریحانه آرامشو انرژی  ...
امتحانات ترم سوم و کش دار شدن  سمینار.
کم رنگ شدن  ریحانه انرژی به واسطه سمینار  که همش رو ی اعصاب بود.
سمینار.
سمینار.
شمال  والیبال سمینار.
گاهی ریحانه  کم بود.
یارانه...
مریم گیلانی  وابستگی و  همیشگی اش که جذابیتش را کم میکرد.
دو روز پشت سر هم دیدار او  توانیر و لویزان .
ترم جدید.
آرامش  تثبیت شده به نسبت.
سپهر خط خوب...
گشت گذار نیمی... الهه، مریم تهرانی شیرازی پلیس  ...
کمالی و داستانهایش...
یارانه ...
درس امتحان ...
پرستار  پر انرژی و با انگیزه ...
پدر  باز هم ...
شبنم ...
امتحانات پایاین ترم ،
عاطفه...
شبنم خدا حافظ
عاطفه ...
ورزش خوب آلستوم...
بندر عباس - اسماعیل 18.5 -قشم ...
علی تراز های  امیدوار کننده  خوب...
ویروسی جدید..
شبنم ...
عاطفه...
پادرد...
چهارشنبه سوری...
جذابترین ها  ریحانه ، مریم ، شبنم.
به یزد میرسم آیا؟


نوع مطلب : زندگی 

انسان نسیان

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 24 اسفند 1393-06:50 ق.ظ

چند روز میشه یکی از این قوطی های  نصفه کوکلا کولا روی میزم هست و هنوز  نتونستم  تمومش کنم!  آبدار چی  هم دست بهش نمیزنه برش داره !
یه زمانی برای  خریدن و سر کشیدن یکی از اون شیشه نوشابهای  کانادا یا کوکا کولای  قدیمی  که تازه از5 به  10 ریال و بعدش به 15 ریال در سالهای 59  قیمتش بالا رفته بود  چه دعوا ها و که راه  نمیانداختیم و چه فیلم ها که بازی نمیکردیم و الان ... !
فراموش کردیم ، فراموش میکنیم ، نعمت ها و خوشی های  زندگی رو دست کم میگیریم ،  من فکر میکنم بازم میتونیم با جرعه ای  از شربت شکر خوشحال باشیم ... اینکه نیستیم  شاید تقصیر زمانه نباشه تقصیر روح کمال طلب ما انسانهاست که تولیدو خرید زرق و برق و رسیدن به پول  این خریدها،  زندگیمون رو به کابوس وحشتناک تبدیل کرده یا شایدم باید این تکامل باشه چرخ پیشرفت بشریت(هوس، کشف ، تولید ، خرید ، کشتو کشتارو حرص برای  پول خرید و تباهی زندگی سالم و ...بازم هوس، کشف، تولید و...) بچرخه و زندگی ها راحت تر ...




نوع مطلب : زندگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

چرا خانم ها

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 17 اسفند 1393-09:34 ق.ظ

چرا خانمها  تا این حد احساسی و صادقانه به عشق نگاه میکنند، در صورتی که میدوننند عشق زمینی  وجود واقعی نداره در نهایتش ولی خودشون در عین حال  متناقض با اون برخورد میکنند
چرا خانمها در رقابت  سنگدل هستند و براشون پیش بیاد  بدترین اقدامات رو بر علیه  جنس موافقشون (غیر مستقیم انجام میدن).





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

به خدا ! قران خون نیستم ولی...

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:دوشنبه 4 اسفند 1393-09:21 ق.ظ

      گاهی آدم یه آیاتی رو تو یقران  میبینه و شایدم اغلب میبینه که باید چند بار  مثل من مذهبی بوده باشید ،  شک کرده باشید بعد  از دین فاصله گرفته باشید و بعد دوباره  به دین برگشته باشید  تا بدونید این  کتاب و جملاتش  و دستوراتش  یا  کار  یه سری آدمیزاد بسیار باتجربه و بسیار  تیز هوش بوده یا  اینکه  خدایی تسلیم بشیم (اسلام بیاریم )که  این یک  کار آسمانی و ماورائی  است (البته با  کد ها ی احراز اصالت تولید شده ابجد به قول  هم رشته های  ما در  امنیت اطلاعات MAC= Message Authentication Code  با توجه به علم امروزی  حداقل  جای هیچ شبهای  نمیماند که  این نوع در هم سازی  کدهای احراز اصالت ریاضی  کار بشر  نمیتونه باشه (لا ریب فیه )  و همچنین همونجوری که در همین کتاب  اومده  بشر نمیتونه حتی یک آیه مثل آیات قران تولید کنه که معنی داشته باشه ، چون بعید میدونم کسی بتونه یه جمله  درست بگه که حاصل جمع حروف ابجدش اونم به عربی به پیمانه 19 صفر بشه و بقیه درهم سازی(hash)بعد دوباره  کد درهم سازی و تصدیق اصالت کتاب رو به هم نریزه  )  .
در این کتاب به حدی دقیق و جامع  آدمیزاد و حالات روحی   و روانی  انسان رو توصیف کرده که  هر کدوم از ما باید  دو سه هزار  سال عمر با بهره هوشی  240 داشته باشیم که عمق آیات قران رو  بفهمیم. به حدی  درست زن و مرد ، آدمهای مغرور (ما ادمهای مغرور) و سایر صفات بشری رو درست  توصیف کرده و مثال  زده که به خودش میگه این کتاب لب این تاقچه بوده و من میرفتم لای  اینترنت  وقت تلف میکردم و پیش مشاور میرفتم ؟!! یا   روند تکامل را  به وضوح  بیان می کند و...
      از همه اینها جالب تر اینه که من با وجود این دانسته ها بازم اونقدری که باید  نمیخونم این کتاب رو ، اینم فکر کنم تقصیر ریشه  کلمه انسان از واژه نسیان باشه و به منم ربطی نداره ! 
     همگی نماز بخونیم(من نمیخونم ولی شما اقلا گاهی بخونید) سر نماز دعا کنیم: "این نماز و خدا و اون دنیا اینها دروغ باشه(پارادکس بزرگ)!"  چون اگه راست یراستی اینهای که میگن درست باشه بد جور مو رو از ماست میکشن و کارمون با کرام الکاتبین است.
 امیدوارم خود  مبهمش  بهمون رحم کنه . 



نوع مطلب : زندگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

انسان- کودن ها مدعی پیغمبری هستند.

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 19 بهمن 1393-09:37 ق.ظ

خدا ، انسان
واژه هایی که همیشه  توی ذهن من  میچرخندو هر  سری از یه زاویه دید دیده میشن. جالبه آخرشم کشف نمیشن.
میگن انسان از ریشه  نسیان و فراموشی  است.
ما  همگی  گاهی در موقعیت درک دیگران قرار میگیریم.
گاهی در  مود  بعضی ها هستیم. پس  امکان درک کردنشون بیشتر است.
گاهی  سرمون رو میندازیم پایین هر  کسی هم  هرچی میگه فکر میکنیم حق با ما ست. و حاضر نیستیم قدری تامل   کنیم و مود خودمون رو عوض کنیم. در همین  راستا  اگر حراف باشیم  در نظر جمع  محق تر جلوه میکنیم. اگرم حال و حوصله بحث نداشته باشیم و دل و  دماغ نداشته باشیم  که کلاه مون پس معرکه  است و باید همش دست و پا بزنیم - در بحث این حیوان ناطق-  حق با ما  است.
با تمام این تواصیف زندگی جریان دارد. گاهی  از نظر ما زیباست و گاهی هم نه . گاهی وقتی  موتور درست کار میکنه  حتی  جر و بحث ها هم زیبا  هستند.  و توقعات  دیگران از ما زیبا تر  ...
همه  میگیم ایرانی  ها  ریا کار،  تعارفی زیرآب زن و پاچه خوار هستند،  تنبل هستند.
 با پیشرفته تر شدن  کشور و بالا رفتن انتشار  اطلاعات و منتشر کردن اوضاع حالیه  افراد در وب لاگ ها و شبکههای اجتماعی  بصورت بدون سانسور ، و در نتیجه آگاهای ما،   مردم آهسته آهسته  ضعف های  گونه ، نژاد ،  ملیت و قوم خودشون رو بیشتر قبول میکنند وبه جای شانه خالی کردن از  اشتباهات و خصایص روحی و روانی خودشون اگر  عاقل باشند به فکر  اصلاح میافتدند. البته کودنها کما کان مدعی  پیغمبری هستند.


نظر  شما چیه؟





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بهترین سیاست صداقت

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:دوشنبه 7 مهر 1393-11:14 ق.ظ

   انسان موجود  پیچیده ای  و تكامل  یافته ای  است .
اما با تمام پیچیدگی ها تفكرش همیشه به دنبال راه  حل های  زندگی بهتر بوده است.  خیلی  از انسانها به دنبال فرمول  زندگی هستند .
  ظاهرا  بهترین فرمول و  سیاست زندگی صداقت است. صداقت در برخی موارد اعلام و قبولش سخت است اما به نظر میرسد یگانه راه  نجات گذر از  دنیاست. البته در مكاتب  دینی  خدا جایگاه ویژه ای داشته است.  انسان در این دنیای  رنگ رنگ كه هر لحظه به واسطه  طبع  هوس  باز  انسان به هر سمتی میل پیدا میكند. به نظر میرسد  راه صداقت به خدا نیز  میرسد و راه خدا(همان تك موجود ناظم و  خالق) را نیز در بر دارد.

   اما شاهد صداقت  نیز وجدان است. پس  وجدان  هر انسان همان یگانه  محكمه ای است كه نیاز به قاضی ندارد. و شاید ما را به آرامش برساند.

نظر شما چیست؟



داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

این كار خداست یا كار تكامل ژن هاست

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:چهارشنبه 24 اردیبهشت 1393-01:21 ب.ظ

من  هنوز  نمیدونم و گمان هم نمیكنم  كسی  بداند این انسان چگونه موجودی است، گیر میدی به  دنیا و زندگی و میخوای با تمام قوا مشكلات خودو دیگران رو حل كنی یه جور گرفتار میشی ، میزنی به در  بی خیالی ولذت طلبی  یه جور  و میایی تعادل هم برقرار كنی باید گیر بدی به نظم و ترتیب و اولویت  بندی و این جور چیزها  كه خودش داستان  خاص خودش رو داره.
  میزنی به در بیخیالی دنیا  و همش در پی لذت بردن  میری.... هم لذته  كم رنگ میشه هم  اضطرابهات فروكش نمیكنه... به  اولویتهای زندگیت برای از بین بردن اضطرابها میپردازی  اینقدر زیاد میشن كه واقعا تمومی ندارن، میای بری  پیش خدا چون میگن دل به یاد خدا آروممیشه اینقدر  سخت میگیره كه بیاو ببین، میری سمت  زندگی علمی علوم روانشناسی  بازم میبینی ای دل  غافل  اونم كه  كم و بیش همینه  خلاصه نمیدونم چی بگم... این دنیا با تمام نعمتهایی كه  واقعا  مسالمت آمیز دم دست آدمه بازم  نگرانی های خودش رو داره و نگرانی برای  آدمیزاد تمومی نداره.
 پِخ نوشت(صدای پ كسره ، زیر است): جالبه  هر دفعه میام بدون سانسور بنویسم اینقدر  سانسوری میشه كه آخرش رو هم خودم  میگم كاش دل رو میزدم به دریا و همه چیز رو فریاد میزدم...  تا ببینم  عقل جمعی چی میگه... واقعا نمیدونم بقیه آدمها با  چالشهای  زندگی  چیكار میكنند.. چه  توجیهی براش دارند.

راستی : نظر دهی رو آزاد گذاشتم مراقب  نظراتتون باشید.


نوع مطلب : زندگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مطلب رمز دار : خاطره یك ...

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:سه شنبه 16 اردیبهشت 1393-08:28 ق.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

مطلب رمز دار : از تك آرزوی جی اف یك تا برآورده شدن آرزو های جی اف سی و پنج ! +30

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 14 اردیبهشت 1393-02:01 ب.ظ

این مطلب رمزدار است، جهت مشاهده باید کلمه رمز این مطلب را وارد کنید.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

تجربیات زندگی

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:شنبه 6 اردیبهشت 1393-10:00 ق.ظ

احساس كاملا بر همه جوانب انسانی  و حتی عقل  آدم هم اثر میگذارد.
همین الان میخواستم یه  مطلبی بنویسم  حس خوشایندی  رو یادآوری كردم  كل مطلب یادم رفت. :)
ولی واقعا  از این به بعد میخوام  در مورد  تجربیات زندگیم و نكاتی كه گاهی  با تمام وجود  حسشون كردم بنویسم.
امیدوارم اقلا برای  یادآوری خودم در آینده مفید باشه.


نوع مطلب : زندگی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شش ماه پر کار، اضطراب، و زجر و خدا حافظی با خاطرات چهار سال در میل باکس یاهو

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 25 اسفند 1392-12:20 ب.ظ

  شش ماه  پر اضطراب، پر کار ، با زجرو تحمل سختی های زیاد سپری شد. زجر روحی، زجر بدنی و پاشنه درد شدید حاصل از بدوبدویی که چاره ای بجز ان نداشتم،  نمیدونم بقیه عمرم باید همینجوری سپری بشه؟!
  خدایا  خیلی سخت بود ، امیدوارم  اینجوری نباشه  خودتم میدونی  من همینجوریشم میل زیادی به دنیا  نداشتم چه برسه با  این  بلا ها و دویدن ها. به جان خودم خدایا فکر نمیکنم دنیا اینقدر ها که شما بلا برای ما  درست  میکنید ارزش داشته باشه !
  خدایا متشکرم. یادمه اون روزها میگفتم که هستی یا نیستی ولی  حداقل فعلا میدونم با  یه سری دستورات و آموزه هایی که  میگن از طرف  شما آومده  تونستم دوام بیارم. اهل تعارف نیستم زیاد تملق نمیکنم چون میشه گفت  هنوز  بدون شک بهت ایمان کامل  ندارم هر چند ممکنه بگم  اشهدو ان .... ولی بازم قبول کن تا یقین کامل راه زیادی دارم.
  خیلی سخت بهم گذشت. باور کن هنوز  فرصت نکردم به راه پر درد سری  که از هشتم مهر  امسال برام رقم زدی یا تصادفی رقم خورد ،فکر کنم . ولی  بازم خدارو شکر شکر  میکنم ای کسی که فکر کنم هستی  که من رو  موفق کردی. متشکرم.

   راستی  امرزو  تمام ایمیل هایی ذخیره شده در میل باکسم از چهار  سال قبل تا  امروز رو حذف کردم . خاطرات قشنگ و دوستان مختلفی رو تجربه کردم. امیدوارم کار بی ثمری نبوده باشه و  یاد من هم در ذهن همگی اونها  توام با خاطرات و حال خوب باشه.

  ای تغییر دهنده احوال حال ما  را به  بهترین حالها تغییر بده.





داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

سفید

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:یکشنبه 5 آبان 1392-01:44 ب.ظ




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

شاید مفید شاید بی ربط

نویسنده :قلی قلی نژاد
تاریخ:شنبه 20 مهر 1392-09:19 ق.ظ

یه سری از  کاغذها و وسایلم رو تمیز میکردم چشمم افتاد به یه یاداشت از یه  دکتر فیزیوتراپ که دو سه سال پیش برام تجویز کرده بود، گفتم  از شر این  برنامه  راحت بشم  بعد دیدم خب باید  یه جا نگهدایش کنم پس گفتم هم نگهداری میکنم هم  بقیه بتونند ببینند و استفاده کنند. البته  ممکنه اونهایی که خودشون استاد فیزو تراپی هستند براشون تکراری باشه شایدم نظرات بهتری رو روی این متن گذاشتند و همگی استفاده کردیم.


این برنامه برای تقویت عضلات  درگیر  در ستون فقرات (همون فیله شاید نمیدونم)


ادامه مطلب


داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5